بررسي اصل آزادي جنسي

كشفياتي كه در زمينه مسائل رواني صورت مي‌گيرد كمتر مورد توجه عامه مردم مي‌تواند قرار بگيرد، ولي از نظر مردم دانشمند و آگاه اهميت مطلب محفوظ است. هر چند كم و بيش در حكمت‌هايي كه از گذشتگان به يادگار مانده و بالأخص در آثار اسلامي، نشانه‌هاي زيادي از توجه به اين حقيقت ديده مي‌شود و عملاً بسياري از معلمان و مربيان اخلاق از آن استفاده مي‌كرده‌اند، اما به طور مسلم اثبات علمي اين حقيقت و كشف قوانين مربوط به آن از موفقيت‌هاي علمي قرن اخير است.

متأسفانه پيچيدگي و چند جانبه بودن مسائل رواني از يك طرف و ارتباط موضوع و تمايلات بشر كه خواه‌ ناخواه در كور كردن بصيرت تأثير دارد از طرف ديگر نگذاشت آن استفاده‌اي كه بايد بشود صورت گيرد،‌ بلكه خود اين اصل بهانه و وسيله‌اي شد در جهت مخالفت. يعني براي اينكه موجبات سركوب شدن غرايز و پيدايش آثار خطرناك رواني و اجتماعي ناشي از آن خصوصاً در زمينه امور جنسي بيشتر فراهم گردد؛ بر عقده‌ها و تيرگي‌هاي رواني افزود گردد؛ و آمار بيماري‌هاي رواني، جنون‌ها، خودكشي‌ها، جنايت‌ها، اضطراب‌ها، يأس‌ها، كينه‌ها به صورت وحشتناكي بالا رود؛ چرا؟ براي اينكه سركوب نكردن غرايز به معني آزاد گذاشتن ميل‌ها و آزاد گذاشتن ميل‌ها به معني رفع تمام قيود و حدود و مقررات تفسير شد. پس از آنكه قرن‌ها عليه شهوت‌پرستي به عنوان امري منافي اخلاق و علت برهم زدن آرامش روحي و مخل نظم اجتماعي و به عنوان نوعي انحراف و بيماري‌ توصيه و تبليغ شده بود، يكباره ورق برگشت و صفحه عوض شد؛ جلوگيري از شهوات و پايبند بودن به عفت و تقوا و تحمل قيود و حدود اخلاقي و اجتماعي، عامل برهم زدن آرامش روحي و مخل نظم اجتماعي و از همه بالاتر امري ضد اخلاق و تهذيب نفس معرفي شد. فرياد‌ها بلند شد كه محدوديت‌ها را برداريد تا ريشه مردم‌آزاري و كينه‌ها و عداوت‌ها كنده شود؛ عفت را از ميان برداريد تا دل‌ها آرام گيرد و نظم اجتماعي برقرار گردد؛ آزادي مطلق اعلام كنيد تا بيماري‌هاي رواني رخت بربندد.

نتيجه چه ‌شد؟ آيا بيماري‌هاي رواني معدوم شد؟ خير، متأسفانه نتيجه‌ي معكوس بخشيد؛ بدبختي‌اي بر بدبختي‌هاي پيش افزود تا آنجا كه بعضي از پيشقدمان آزادي جنسي سخن خود را به صورت تفسير و تأويل پس گرفتند. گفتند از حدود و مقررات اجتماعي چاره‌اي نيست؛ غريزه را از تمتعات جنسي نمي‌توان به طور كلي ارضاء  و اشباع كرد، بايد ذهن را متوجه مسائل هنري و فكري كرد و غريزه را به طور غير مستقيم به سوي اين امر هدايت نمود. فرويد يكي از اين افراد است.

اخلاقي كه امثال راسل از آن تبليغ مي‌كنند و نام آن را «اخلاق نوين» گذاشته‌اند همان است كه ثمره‌اش آشفتگي بيش از پيش غرايز و تمايلات است و برخلاف مدعاي آنها كه اخلاق كهن را متهم به آشفته ساختن روح مي‌كنند، سيستم اخلاقي خود آنها سزاوار اين اتهام است.

نه حبس و نه اختلاط، بلكه حريم

حقيقت اين است كه اشباع غريزه و سركوب نكردن آن يك مطلب است و آزادي جنسي و رفع مقررات و موازين اخلاقي مطلب ديگر... . پرورش دادن استعداد‌ها غير از پر دادن به هوس‌ها و آرزو‌هاي پايان‌ناپذير است.

اسلام مي‌گويد: نه حبس و نه اختلاط، بلكه حريم. سنت‌ جاري مسلمين از زمان رسول خدا همين بوده است كه زنان از شركت‌ در مجالس و مجامع منع نمي‌شده‌اند، ولي همواره اصل «حريم» رعايت مي‌شده است